تبليغاتX
(¤¯`°•من و غربت....سميه .•°`¯¤)

 

وقتي كه برگـــــــــی رو زمين می افته


حس ميكنم گـــــــــريه ی بی صـــداشو


حس ميكنم چی می گذره تو قـلـــبش


وقتی می بينه مـــــــــرگ لحظه هاشو


آخـــــــــه منم يه برگ خــــــشک و زردم


كه بی صدا يـــــه عـــــــــمره گريه كردم


وقتی با چشمــــــام می بينم كه يك برگ


سيلی بی جا می خوره از تگـــــــــرگ


پــــا ميزاره خـــــــــزون به باغ دلـــــم


باز كــــلاغا سر می دن آواز مــــــرگ


يـــــــخ ميزنه تو سينه قلب پوچـــــم


آخــــــه من از تبـــــــــار اين خزونـــــــم


وقتی كه پـــــرپـــــر ميشه گــــــل تو گلدون


خـــــــاليه از كـــــــــبوترا آسمــــــون


حبــــاب بغضـــــــــم تو گـــــلو ميشكنه


ابـــــر چشــــــام دوباره ميشه بــــارون

كـــــــــبوتر دلم به فكر كـــــــــوچه


براي من زندگـــــــــی سرد و پوچه

زندگـــــــــی سرد و پوچـــــــــه

 

پ.۱:سلام دوستای گلم حال و احوال چطوره؟؟؟

پ.۲:دلم واسه همتون یه ذره شده می دونم خیلی ها میگن چقدر بی معرفتم اما باور کنید

از اون روزی که کلاسای دانشگاه شروع شد وقت سر خاروندن پیدا نکردم چه برسه به نت و آپ

پ.۳:دلم واسه اون وبلاگای خوشگلتون و حرفاتون لک زده حیف که مثل قدیم نمی تونم بیام پای نت

پ.۴:این روزا خیلی تکراری و کسل کنندست اوج جوونیون داره با درس خوندن میگذره همین روزاست

که کارم به عینک ته استکانی بکشه

پ.۵:از شماها چه خبر؟درس؟عشق؟کار؟ شما با کدوم درگیرید ؟؟زرنگ اونه که از پس سه تاشم

بر بیاد من که تو کف همون اولی موندممم

پ.۶:راستی ای شعری که نوشتم متن یکی از آهنگای ایرج مهدیان ه خیلی نازه

مگه نه؟؟من عاشق صداشمم

پ.۷:خوب دیگه وراجی بسه از همه د دوستای با مرام و با وفام که تو این مدت تنهام نذاشتن و فراموشم

نکردن ممنون اونایی هم که فراموشم کردن به حسابشون می رسم

پ.۸:آپ بعدی کیه خدا می دونه تا آپ بعدی بای مواظب خودتون باشید دوستتون دارم

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 2:56 توسط سميه |